ღღ جز تو تمومه دنیا پر ღღ

قلب قلب دوتا قلب / دوقلب قفل درهم / دو قلب مست و عاشق / عشقی فرا ز عالم

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
امشب باز هم یکی ازاون شبای رویاییمونه که به یه هفته ی عالی ختم میشه.. من دوباره بی قرار..پره خواستن و تو دوباره پره شوق و دلتنگی...من بیشتر و بیشتر تشنه ی نوازشات و منتظر و چشم براه که از دروارد بشی..عشقم.. قدماتو بزار روی چشمام...

دقايقي از تکرار عشق شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:44 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

 

خب.. شیش سال شد و ما هنوز با کیلومترها فاصله دست و پنجه نرم میکنیم..

نوشتن از تو از اینکه میری و میای و من لحظه های اومدنت پره رنگم ..پره شوقم.. پره خواستنم..

هیچ وقت برام تکراری نمیشه.. اینکه یکی دوروز مونده به رفتنت غم عالم  تو دلم میریزه و بهونه گیر میشم...

اینکه صبحی که میری وقتی بیدار میشم جای خالی نبودنت چقدر اذیتم میکنه و گیج و منگم..

اینکه چند روز به اومدنت تو سرم پره نقشه و تنوع میشه برای روزامون..

خب خیلی سخته... سخت و شیرینه.. نه که عادت کردن قشنگ باشه نه که نداشتنت راحت باشه..

در اصل ما تو یه ماه یه هفته زندگی زناشویی داریم.. روزایی که یادم میفته مردِ من برای رضایت من

و زندگی آیندمون فرسنگها دور از من کار میکنه دلم میخواد دنیارو به پات بریزم..

چطوریه که تو اینهمه بزرگی و خواستنی؟

ستاره چیدن برات از تو دلم شده عادتِ دلم...

غرق شدن تو رنگ نازِ چشمات شده خواهشِ چشمام..

ماتِ نگاهِ مردونت شدن شده تفریح ِ نگاهم..

من تو رو از جون و دل میپرستم نازنینم...

 

* وقتی برام میفرسته : 

سکه ام هر چند افتاده ست از رونق ولی... باز هم ناز تورا هر جور باشد میخرم :)

 

 

** یه کتاب رنگ آمیزی بزرگسال سفارش دادم... همه ی ذوقم به اینه که دو سه ماه دیگه که میرسه بشینم و تک تک اون گلای ریزو رنگ کنم...مرد مهربون من ؟ از الان برام دنبال مداد رنگیه....مگه میشه احساس خوشبختی نکنم با داشتنش؟ :)

 

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:3 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
نمیتونم بگم تا چه حد دلتنگ اینجام...نمیتونم بگم تا چقدر حرف دارم که نگفتم و ننوشتم..

چه لحظه هاییی که نشد ثبت شه.. دلم برای همه ی همه ی این دنیا با آدماش تنگه.. 

ارشیو 93 م به کلی پرید که تونستم آفلاین برش گردونم....

نت خونه وصل نیس .. نمیتونم زیاد بنویسم... اما مینویسم که اینجا و شماها همچنان برام مهمین.. 

دوستتون دارم.. سعی میکنم خیلی زود رنگ و لعاب این خونه رو بهش برگردونم....

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:44 PM باღ... عسل بانو ...ღ

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

ﺩﻋﻮﺗﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺩﻧﺞ ﯾﻪ ﺭﻭﯾﺎ
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺩﻧﯿﺎ
ﺩﻋﻮﺗﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﺻﻤﯿﻤﯽ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﻗﺪﯾﻤﯽ
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺣﺲ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻤﯿﺮﻡ
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﺎ ﺗﻮ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﻭﺍﺳﻪ ﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺐ ﻭ ﺩﻭﯾﺪﻡ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺑﺘﻮ ﺩﯾﺪﻡ
ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﯾﺎ
ﺗﻮ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺣﺲ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻤﯿﺮﻡ
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﺎ ﺗﻮ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

عزیز دل من، همسر گل من 

امروز عشقمون شش سالش تموم شد و رفت تو هفت سالگی

شش سال پرفراز و نشیب رو کنار هم گذروندیم ، شش سالی که پر بود از شادی و کمی غصه

ممنونم که تو این شش سال با تمام سختی ها و دوری من از شما صبوری کردی و زندگی مون رو به زیبایی ساختی

امیدوارم بعد از این هم بتونم همسر لایقی برات باشم و باز هم در کنار هم زندگی پر از شادی و خوبی رو با هم سپری کنیم.

دوست دارم همسر گل من

 


 

 

22 مرداد 88

روزی بود که همه ی ارزوهای 3 ساله ی مارو تو خودش واقعی کرد..
روزی بود که یه ماشین عروسه خوشگل یه زوجه خوشحالو به رخه شهرمون میکشید..روزی که من با لباسه سپید میونه خنده های تو و خوشحالیه خودم گم شدم..روزی که دیوانه وار رقصیدم و خندیدم..
روزی که بغض کردم از ریزشه بی امانه باران و بعدش شکر کردم خدامون رو برای نعمتش..روزی که مجنونم بودی و من لیلیه تو مقابله چشم ادمهای رنگارنگ..روزی بود که مزه ی عشوه گری همسرانه رو چشیدم..
روزی بود که رقصه با تو خاطره شد برام..
روزی بود که تو دامادم بودی و من مغرور ترین عروسه زمین..روزی بود که اهنگه مبارکه تک تکه کلماتش برامون واقعی بود..
روزی بود که امید تو وجودمون موج میزد.. امید برای قشنگترین زندگیه روی زمین

روزی بود که گره ی دستامون از هم وا نشد و نشد و نشد..
روزی که دسته گله رز و لیلییومم نشون از این میداد که این منم.. عروسه خوشبخته تو روزی بود که نگاه هامون تو هم عشق رو هزارها بار تکرار کرد و تکرار کرد..
روز ی بود که من می نازیدم به خودم و تو میبالیدی به خودت برای انتخابهامون
روزی بود که توش "دوستت دارم " هر چند بار که تکرار شد معنیه اوج به خودش گرفت
روزی بود که من طنازی کردم و طنازی کردم و طنازی کردم..روزی بود که عاشقیمون ابدی شد..
روزی بود که ما مال هم شدیم..به هم پیوند خوردیم و همه چیزمون یکی شد..
روزی که زندگیه مشترکه ما شروع شد..
روزی که عاشقونه هامون همسرانه شد..

.

.

.

22 مرداد 94

باور م نمیشه این6سال تو چقدر خوب بودی..
خوبتر از اون چیزیکه فکرشو میکردم.. ماه بودی.. به اندازه ی سهمه همه ی دنیاازت ممنونم مرده من..
برای همه ی بزرگیت..عاشقونه میخوامت تا اخره نفس کشیدنامون..
پس عاشقونه بمون برای من..

 

...پست عروسیمون برا کسایی که نخوندن....

پ.ن : میخوام این پست هر سال تکرار بشه.. میشه پست ثابت سالگردای خوشبختیمون..

 

 

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:43 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
عزیز دلم , همسر گلم خیلی وقته که برات ننوشتم

الان یهویی دلم هوای اینجا رو کرد و اومدم که برات بنویسم

از دلتنگی هام و دوست داشتن بی انتهام نسبت به عشقمون

همسر گلم با تموم وجود دوست دارم. 

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:56 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
هفتمین سالیه که تو این روز قشنگ به عنوان همسرت برات مینویسم..

چه خوبه تو هستی تا بتونم به عنوان همسرم بهت تکیه کنم.. پیشت بخندم و از ته دام زار بزنم...

دار و ندارم به چشمای تو بسته س.. روزت مبارک نازنینم..

به بهونه ي اين روز قشنگ مثله سال قبل مينويسم :امروز روزه توئه مرد من... روز بزرگداشته تو كه همه ي

رفتاراتبرام تداعيه اقامون علي (ع)ه ... من تو اين روز پر عشق ترين بوسه هارو نثارت ميكنم و با همه ي وجودم

بهتتبريك ميگم...روزت مبارك فرشته ي من....دوستت دارم....

 

+ 10 اردیبهشت.. سالگرد یه روز قشنگ که تو خواستگار دل و روح من شدی...

 


 

 

مرسی همسر گل من برای این پست زیبا و غیر قابل وصف

هفتمین سالی ک کنارت هستم و چه خوب که  کنارم هستی 

زبونم بند اومده و نمیدونم چی بگم 

فقط می تونم بگم: عاشقتم گلم 

 

 

دقايقي از تکرار عشق شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:57 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

 

مثله همه ی دفعاتی که باید میرفتی رفتی و من تنها شدم.. تنها فقط و فقط به امید داشتن دوباره ت و یاد خاطره های قشنگمون... اینکه یه روز اضافه به اجبار که تاریخ بلیطو اشتباه دیدی پیشم موندی شیرین بود برام...اینکه من یه روز صبح چشم وا کنم و ببینم تو زودتر بیدار شدی تا بری بیرون و برام گل بخری قشنگترین شروعه عاشقونه ی یه صبح دوست داشتنی بود..اینکه بعد از یه دلخوری کوچیک شب از سریال م بگذرم و برات کیک درست کنم برای من یه معنی فوق عاشقونه بود.. اینکه ب همه ی سختی بی ماشینی و وضع سخت اقتصادیمون با هم بریم ساندویچ بخوریم و تو دلت نیاد از کنار چاقاله بادومی که دوس دارم بی اعتنا بگذری برام پر از حس خوب خواستنت بود..اینکه بیشتر و بیشتر منو خواستی برام معنیه زن بودن بود... تو که کنارم باشی دنیا برای منه... دوستت دارم...

 


 

همسر عزیزم ممنونم ازت ک با تمام مشکلات اقتصادی ک الان داریم باهاش دست و پنجه نرم می کنیم باز هم بدون کوچکترین ناراحتی کنارم هستی. 

خرید ی شاخه گل برای کادوی روز زن ک قابل همسر نازم رو نداره. 

اگه دستام خالی باشه اگه باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم ک بدونم لایق تو

 

ات ساندویچ رو ک خیلی وقت بود قول داده بودم و تازه کمی هم بدقولی کردم. 

چاقاله بادوم هم ک اگه نمیگرفتم چشای من و شما ای جوری میشد. 3>

دقايقي از تکرار عشق سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:25 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
ما باید از این روزایی ک گذشت صبور تر باشیم.باید تحملمونو بیشتر و بیشتر کنیم.برای آرامش زودتر و بیشتر موندنه تو کنارم کمتر از همیشه س..اما این دلیل نمیشه عاشقونه ها کمتر باشه..خواستنا کمتر باشه.. ما تو همین فرصت کم کل شهرو عاشق میکنیم... دست تو دست هم میخندیم ونفس میکشیم.. لحظه های من کنار تو قشنگترینن همسرم...قدمای نازت رو چشمام...

 

--  اینکه تو یه روز آفتابی هنس بزاری و با بالاترین حد ممکن آهنگ گوش بدی، یه دسر خوشمزه بخری و تو دنیای خودت با کفشای گل گلیت قدم بزنی برای من یکی از بهترین حالتهاییه که ممکنه روزمو شروع کنم..

 

__ همه ی ذوقم اینه ک هفته ی دیگه دوباره به کلاس زومبای دوست داشتنیم برگردم.. این کلاس نیم ساعته برای من معجزه میکنه 😍

 

دقايقي از تکرار عشق یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:45 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
امروز روز همسر ه

همسر من نازنین من خانمی من روزت مبارک

عشق من از این فاصله دور و در عین حال نزدیک عاشقونه می بوسمت و در گوش ت میگم ک عاشقتم. 

همسر صبور من دوست دارم ب اندازه عشقمون 

پرنسس من 

اگه دست هام خالی باشه, اگه باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم ک بدونم لایق تو

دلم رو از مال دنیا ب تو هدیه میدم و ب تو تکیه میدم. 

ممنون ک با تمام سختی ها و دوری ها و ... کنارم هستی همسر تک من 

دوست دارم م م م م 


مرسی عشق من برای پست محشرت.. عاشقتم....

 

 

دقايقي از تکرار عشق جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:53 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
داریم تو سال 94 سیر میکنیم.. این روزا و این لحظه های و  این ثانیه ها متعلق به سالیه که شیشمین نوروزمونو کنار هم بودیم..با یه تفاوت بزرگ... تو خونه ی دلخواهمون بودیم .. کنار هم با یه حس خوب و خواستنی.. من پر از خواب و تو مصر برای نشوندن من کنار هفت سین..
خونمون از بس سرده من از زیر پتو بیرون نیومدم.. فقط چشمامو وا کردم دعاهای تورو شنیدم آمین گفتم و چند تا آیه از قرانو خوندیم و خوابیدم..
صبحش مسافر بودیم.. اینبار باز با اتوبوس تو جاده ی چالوس... تیبا خانوم نقره ایمون جاشو داد به یه خونه ی ایده آل...برگشتیم و روز آخر خواستیم خونه ی خودمون بمونیم اما دلم طاقت نیاورد واسه مامان دلتنگت و شب آخرو اونجا گذروندیم..
حالا تو فرسنگ ها از من دوری و من تو فکر و خیال دوباره با تو بودن...خدا پشت و پناهت همسر من برای چهل و نهمین بار..

 


* روزای سخت و پر دلهره ای بود .. رفتن و خلاص شدن از اون شهرک.. اساس کشی همشون خیلی سریع و یهو اتفاق افتاد..نبودنت کنارم برای مرتب کردن خونه سخت بود اما گذشت.. روزای سختی رو از نظر اقتصادی میگذرونیم.. اینارو مینویسم که یادمون بمونه..
که ما آسون چیزایی که داریم رو به دست نیاوردیم..من همه ی داشته هامونو مدیون تلاش و بودن توام نازنینم...

 



**ماه اسفند موقع اومدنت تو سورپرایزم کردی با یه روز زودتر اومدنت و من عصبانی شدم برای بهم خوردن سورپرایزی که برات داشتم اما همه ی سعیمو کردم و این کارو انجام دادم... رو تختی سفیدمو پهن کردم و گلبرگای گل سرخی که خریدمو پر پر کردم روش..
دورتادور تختو شمع های وارمری که خریدمو روشن کردم.. عطرم همون عطری شد که تو دوستیمون رو تنم بود و آرایشم غلیظ تر از همیشه..
یه لباس قرمز و مشکی منو با همه ی اتاق عاشقونمون هماهنگ کرد.. اولین شب عاشقنمون تو خونه ی عشقمون برای هر دومون به یاد موندنی شد...


___ عیدتون مبارک نازنینای من....



 

 ی سورپرایز برای همسر گلم داشتم( البته نشد) نمیخواستم بگم ک دارم یک روز زودتر میام ولی مجبور شدم تو فرودگاه بهت بگم 

البته شما هم سورپرایز قشنگی برام داشتی عسل بانو من 

ششمین نوروز کنار همسر عزیزم و تو خونه جدیدمون 

چه حس خوبی داره

ی حس وصف نشدنی

ی سال تحویل زیبا در کنار همسر خواب آلوده خوشحال از اینکه صبح مسافره

ی سفر قشنگ با اتوبوس تو جاده شمال ( البته بدون آش رشته ذغالی)

شمال به یاد موندنی مخصوصن زمانی ک رفتیم جاده دوهزار و سوسیس کبابی زدیم برای نهار 

روز آخر و کنسلی بلیط و یه نصف روز بیشتر موندن

شب آخر که گفتی بریم پیش مامان; تو اون لحظه دنیا رو بهم میدادن اینقدر خوشحال نمیشدم ممنون همسر گلم

دوباره برگشتم سایت و دوباره لحظه شماری برای رسیدن آخر برج و در کنار همسرم بودن 

 

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:40 AM باღ... عسل بانو ...ღ|




جز تو تموم دنيا پر