ღღ جز تو تمومه دنیا پر ღღ

قلب قلب دوتا قلب / دوقلب قفل درهم / دو قلب مست و عاشق / عشقی فرا ز عالم

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
عزیزای دلم کامنتاتونو میخونم.میدوتم نگرانتون کردم و شرمنده همتونم.ممکنه خیلی کمتر بیام اینجا اما هیچ وقت از اینجا دست نمیکشم.دوستتون دارم

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 10:40 AM باღ... عسل بانو ...ღ

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

22 مرداد 1393

یاد آور روز با شکوه 22 مرداد 1388

5 سال گذشت

5 سالی که پر بود از خاطرات تلخ و شیرین

یکی از زیباترین خاطرات روز عروسی زمانی بود که عسل بانو من از آرایشگاه اومد بیرون و به مانند فرشته ها زیبا شده بود

و خاطره زیبای دیگه شب عروسی بود که آسمون هم برامون اشک شوق می ریخت.

22 مرداد ، من و تو ما شدیم.

تو عسل بانو من، زیباترین عروس شهر بودی و من خوشبخت ترین داماد شهر

بعد از 5 سال با تمام سختی هایی که داشتیم ، هیچ وقت یادمون نرفت که عاشق هم هستیم حتا تو بدترین لحظه ها

 

کی گفته من عاشقتم ؟؟!!

نخیرم دروغه

باور نکنیااااااا

 

فقط از خنده هات لذت می برم ... فقط همین

 

فقط طاقت دیدن ناراحتیتو ندارم ... فقط همین

 

فقط همش دلم تند تند برات تنگ میشه... فقط همین

 

فقط دوست دارم شب ها با خوشحالی بخوابی ... فقط همین

 

عشق من ، عاشق خنده هاتم  هیچ وقت از من دریغ نکن

 

........

 

22 مرداد 88

روزی بود که همه ی ارزوهای 3 ساله ی مارو تو خودش واقعی کرد..
روزی بود که یه ماشین عروسه خوشگل یه زوجه خوشحالو به رخه شهرمون میکشید..روزی که من با لباسه سپید میونه خنده های تو و خوشحالیه خودم گم شدم..روزی که دیوانه وار رقصیدم و خندیدم..
روزی که بغض کردم از ریزشه بی امانه باران و بعدش شکر کردم خدامون رو برای نعمتش..روزی که مجنونم بودی و من لیلیه تو مقابله چشم ادمهای رنگارنگ..روزی بود که مزه ی عشوه گری همسرانه رو چشیدم..
روزی بود که رقصه با تو خاطره شد برام..
روزی بود که تو دامادم بودی و من مغرور ترین عروسه زمین..روزی بود که اهنگه مبارکه تک تکه کلماتش برامون واقعی بود..
روزی بود که امید تو وجودمون موج میزد.. امید برای قشنگترین زندگیه روی زمین

روزی بود که گره ی دستامون از هم وا نشد و نشد و نشد..
روزی که دسته گله رز و لیلییومم نشون از این میداد که این منم.. عروسه خوشبخته تو روزی بود که نگاه هامون تو هم عشق رو هزارها بار تکرار کرد و تکرار کرد..
روز ی بود که من می نازیدم به خودم و تو میبالیدی به خودت برای انتخابهامون
روزی بود که توش "دوستت دارم " هر چند بار که تکرار شد معنیه اوج به خودش گرفت
روزی بود که من طنازی کردم و طنازی کردم و طنازی کردم..روزی بود که عاشقیمون ابدی شد..
روزی بود که ما مال هم شدیم..به هم پیوند خوردیم و همه چیزمون یکی شد..
روزی که زندگیه مشترکه ما شروع شد..
روزی که عاشقونه هامون همسرانه شد..

.

.

.

22 مرداد 93

باور م نمیشه این 5سال تو چقدر خوب بودی..
خوبتر از اون چیزیکه فکرشو میکردم.. ماه بودی.. به اندازه ی سهمه همه ی دنیاازت ممنونم مرده من..
برای همه ی بزرگیت..
عاشقونه میخوامت تا اخره نفس کشیدنامون..
پس عاشقونه بمون برای من..

 

...پست عروسیمون برا کسایی که نخوندن....

پ.ن : میخوام این پست هر سال تکرار بشه.. میشه پست ثابت سالگردای خوشبختیمون..

 

دقايقي از تکرار عشق یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 3:45 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
+وقتی گوشی دوست داشتنیمو که فقط دوماه بود خریده بودیم و مودم و پول و همه ی مدارکمو دزد بیوجدان برد خیلی غصه خوردم.. خیلی ناراحت شدمو نفرین کردم اما وقتی چند روز بعدش اون اتفاق برای آشنایی افتاد که خودم تو عروسیشون رقصیده بودم خدارو هزار بارشکر کردم که گوشیمو بردن ... که راه برگشتی هست.. که عزیزترینم هنوز کنارمه و هزاربار بهترشو برام میخره.... از اون روز به بعد فقط از خدا میخوام کسی رو که نفسم به نفسش بنده رو برام سلامت نگه داره... من حالا بیشتر از قبل قدر لحظه های با هم بودنامونو میدونم...

 

++اینکه اومدی و رفتی به سلامت نازنینم..


__ میدونم خیلی کم پیدا شدم و اینجا خیلی سوت و کوره اما خب دلمه که خیلی وقتا اینجاست و خودم که بیصدام :( اما این از دوست داشتنتون کم نمیکنه برام :)

_شماره هام همه پرید :(

 

دقايقي از تکرار عشق یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 8:28 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

هر روزی هم که نباشم.. هر روزی هم که بی وقت باشم و یا رک بگم تنبلی کنم محاله یکی از بهترین

روزهای دنیامون رو تو این خونه ی سفید و قرمز ثبت نکنم....

امروز که برای من قشنگترین روز دنیاس.. چون اگه امروز نبود تویی نبودی که بزرگ شی و بشی مظهر عشق من..

بشی مرد خونه م و برام آقایی کنی... تولد تو که میشه انگاری تمام حس های خوب دنیا مال منه...

درسته چهار سالی هست که من و تو تولدامون تنهاییم و دور از هم.. اما من ، تو ،خدامون میدونیم که اینا همش

به امید یه آینده ی بهتر داره تحمل میشه.. همین که میدونم تو مال من شدی مال من میمونی برام از داشتن ِ

همه ی دنیا شیرینتره...

نازنین مردِ دنیای عاشقونه ی پری.... میدونی که چقدر دوستت دارم و تولدت برام یه واقعیت محضه هر ساله ست

مبارک ِ تو مبارکِ من ....

 

 

و البته که امروز تولد تو شده مصادف با تولد امام علی مون.. روز توئه عزیزم... روز تو که معنی مردونگی رو برام هر

روز بیشتر و هر سال عمیق تر میفهمونی... تو که از بهترین مخلوقات خدایی رو زمین...

به بهونه ي اين روز قشنگ مثله سال قبل مينويسم :امروز روزه توئه مرد من... روز بزرگداشته تو كه همه ي رفتارات


برام تداعيه اقامون علي (ع)ه ... من تو اين روز پر عشق ترين بوسه هارو نثارت ميكنم و با همه ي وجودم بهت

تبريك ميگم...روزت مبارك فرشته ي من....دوستت دارم....

 

 

 

و اما فردا...

فردا ۵مین سال محرمیت من و تو و لحظه های همسرانگیمون... فردا دوباره یاد آوری سوره ی نور و نورانیت

زندگیمون...فردا دوباره یاد آوری اون عاقد دوست داشتنی و تبریک و عشق و خواستن...

فردا ۵ تا ۳۶۵ روزه که من زن توام.. همسرتم و شوهرم شدی.. تویی که باعث اینی که من هیچ وقت از انتخابم

پشیمون نباشم...

مبارک من ..مبارک تو.. مبارک دنیای عاشقیهامون...

*****فرداكه ۵ سال از اون روز قشنگ ميگذره من تو شدم و تو من شدي و ما ما شديم..يادمه :"با ضمانته امام رضا.. اجازه ي پدر و مادرم و بزرگترا . بله"و تو هم با گفتن اين جمله كه "با اجازه بزرگترا بله " اسم منو به عنوانه همسرت تو شناسنامت نوشتي..جمله ي اولم براي :: پست عقدمون کلیک :: يادمه:"چه لحظه هاي نوراني بود عشقم..کنار تو نشستن سر اون سفره ي اسموني که انگاري از بهشت برامون اورده بودن..." ******

 

 


مبارک جفتمون باشه ، سالگرد عقد زیبا و به یاد موندنی مون گلم

خدا رو شکر که من و تو، ما شدیم

ستاره آسمون من

دوست دارم تا آخر عمرم

دقايقي از تکرار عشق سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 2:12 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
همه ی لحظه هایی که کنارم بودی خاطره س برام.. اینبار از یه سفر خوب به شمالمون و ماسوله.. اگر چه با تلخی های کوچیک اما شیرینی های بزرگ... حتی همون وقتی که تا میگم دلم موز میخواد تویی که برام میخری.. بلافاصله...این یه شادیه بزرگه برای من.. اینکه کنار جاده نگه داری تا با هم عکس بندازیم... اینکه برای روز زن بخوای سورپرایزم کنی.. همه ی اینا برای من قشنگه مهربونم... ممنون برای همه ی لحظه های خوبیت...


نازنین من، خوشحالم که بهت خوش گذشته 

عزیزم ، ناهار اکبر جوجه که به مناسبت روز زن بود و سفر به ماسوله از خاطرات خوبی بود که یادم نمیره 

مخصوصن عکس هایی که انداختیم، دلیل این همه خوبی، بودن در کنار شما بود

همسرم


دقايقي از تکرار عشق دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 1:59 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
یه باردیگه روزای بیتوموندنم ته کشیدو من امشب بازخوشبخت وآروم مثل همه ی زنهای متاهل سرزمینمون کنارمردزندگیم آروم 

میگیرم....تک  به تک نفسهایی که باتو ,کنار هوای تو میکشمو میبلعم نازنینم...

~ حس خوب یعنی صدای پات تو خونه.....

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 3:30 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

اس ام اس میده : یه عشق دارم؟

جواب میدم : عاشقه شوهرشه

اس ام اس میده : یه عسل بانو دارم

جواب میدم : عاشق شوهر کاریشه

اس ام اس میده : یه جیگردارم

جواب میدم : عاشق شوهر مهربونشه

اس ام اس میده : یه همسر گل دارم

جواب میدم : عاشق شوهر تکشه

اس ام اس میده : یه همسر مثل دسته گل دارم

جواب میدم : عاشق شوهر یکی یدونشه

اس ام اس میده : یه همسر نازنین دارم

جواب میدم : عاشق شوهر ماهشه

اس ام اس میده : یه همسر خوشگل دارم

جواب میدم : عاشق شوهر خوشتیپشه


هر چی صبر میکنم دیگه جوابی نمیاد . اس ام اس میدم : کم اوردی؟

جواب میده : اوره هاااا کم آوردم عشقم

اس ام اس میدم: چرا یعنی دیگه هیچی نیستم؟

جواب میده : چرا عشقم شما همه کس من هستی عشقم.....


+ یه مکالمه ی عاشقونه که روزمو میسازه....


آخه شما همسر تک منی، نازگل منی، عشق منی، همه وجودمی


دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 12:8 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

بعد از همه ی روزای خوب و بد بعد از همه ی بودنامون و نخواستنامون و دیدنامون و بحثامون و خندیدنامون حالا تو

یه سال جدید دیگه کنار همیم.. کنار هممیم که باز عاشق کنیم همه ی روزایی رو که قراره تو سال جدید کنار ما

به وجود بیان.. همه ی درختاییی که قراراه کنار ما وونه بزنن و همه ی  دونفره هایی که قراره برای به هم

رسیدنشون خوشحال بشیم و همه ی خیابونایی که قراره روش قدم بزنینم...سال 93 رو در حالی شروع میکنیم

که پنجمین نوروز رو کنار هم داشتیم.. خدای عاشقانه هامون رو شکر که تو لحظه ی تحویل پر بودیم از حس خوب

و خواستن و نیاز و ادامه دادن...خدارو شکر که میتوینم کنار هم برای زندگیمون بدوییم .. به نفس نفس بیفتیم و

طاقت بیاریم.. پشت هم بمونیم و رکن شادی رو از لحظه هامون برنداریم....الهی سال 93 رو برامون یکی از

قشنگترین سالهای دنیا کن..

 

+ اومدی برای بار 38مین بار تو سال جدید و تیتر رفتنتم میزنم.. 38مین باری که دور شدی ازم و به سلامت رسیدی خداروشکر عشقم..

 



_ عزیزای دلم سال قشنگی رو برای تک تک تون ارزو میکنم..

 

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 4:9 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
هشتمین سالیه که تو این روز برای داشتنت خدامون رو شکر میکنم, هشت سال فبل امروز قرارشد تو همه کسم باشی و امروز

همه زندگیمی و تک تک نفسام به نفسات بنده, امروزهمون روز شروع عشق مااز هشت سال قبله, من عاشق و راضی و خوشحال 

ازتوروداشتن وباتوبودن و مغروربه این انتخاب.

هشت سالگی این رابطه ی خاص دنیامون برامون مبارک عشقم

~ خدامون رو شکر برای سلامت رسیدنت نازنینم


…عزیزای دلم شمالم و باگوشی مینویسم.دوستتون دارم


نازنین من , هشتمین سالگرد آشنایی و دوستیمون مبارک

یادش بخیر چه شبی بود اون شب

هیچ موقع اون شب رو یادم نمی ره 

خدامون رو شاکرم که الان کنار شما هستم عشق تک من

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 9:25 AM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
29 م این ماه برای من بعد از 5 مله یه حس و حال دیگه داره..

اینکه با خیال راحت به خونه مون میرسم با خیال راحت دنبال خریدهام میرم و صد البته خیالم راحته که صبح 

فرداش قرار نیست ساعت 6 صبح از تخت عشقمون کسی بیدارم کنه که برم سر کار...اینکه میتونم برای ثانیه به 

ثانیه روزمون نقشه بکشم و حتی تخته نرد بازی کردن بعد اینهمه وفت بشه جزء یکی از همین نقشه ها...

میدونی عشقم؟ من وقتایی که نیستی کم دارمت و وقتایی که کنارم هستی کم میارمت...

حس میکنم باید انقدر ببوسمت و انقدر ببوسیم که جای ثانیه ای کم نشه ازش..

انقدر باید نگاهت کرده باشم که دلم برای این دوری ِ بعدی حاضر باشه...

من همه ی عاشقونه هامون رو کنج قلبمون نگه میدارم.. برام مثه یه گنجینه ی با ارزشه که دلم میخواد همیشه

انقدر لبریز باشه و ذخیره داشته باشه که حتی تو دوریامون ازش سیراب شم...

من با همه ی زنانگی های وحشی و آرومم .. با همه ی شور و شوق خرید کردنامون.. قدم زدن هامون...

خوردن هامون...با همه ی قشنگیا و بد اخلاقیام منتظر قدمای نازتم که بزاری رو چشمام نازنینم..


_ دیگه سر کار نمیرم :) .. محیطش برام دوست داشتنی نبود...گذر لحظه هام کنار عزیزترینم برام دوست داشتنی تره:)



دقايقي از تکرار عشق سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 7:14 AM باღ... عسل بانو ...ღ|




جز تو تموم دنيا پر