ღღ جز تو تمومه دنیا پر ღღ

قلب قلب دوتا قلب / دوقلب قفل درهم / دو قلب مست و عاشق / عشقی فرا ز عالم

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
هفتمین سالیه که تو این روز قشنگ به عنوان همسرت برات مینویسم..

چه خوبه تو هستی تا بتونم به عنوان همسرم بهت تکیه کنم.. پیشت بخندم و از ته دام زار بزنم...

دار و ندارم به چشمای تو بسته س.. روزت مبارک نازنینم..

به بهونه ي اين روز قشنگ مثله سال قبل مينويسم :امروز روزه توئه مرد من... روز بزرگداشته تو كه همه ي

رفتاراتبرام تداعيه اقامون علي (ع)ه ... من تو اين روز پر عشق ترين بوسه هارو نثارت ميكنم و با همه ي وجودم

بهتتبريك ميگم...روزت مبارك فرشته ي من....دوستت دارم....

 

+ 10 اردیبهشت.. سالگرد یه روز قشنگ که تو خواستگار دل و روح من شدی...

 


 

 

مرسی همسر گل من برای این پست زیبا و غیر قابل وصف

هفتمین سالی ک کنارت هستم و چه خوب که  کنارم هستی 

زبونم بند اومده و نمیدونم چی بگم 

فقط می تونم بگم: عاشقتم گلم 

 

 

دقايقي از تکرار عشق شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:57 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

 

مثله همه ی دفعاتی که باید میرفتی رفتی و من تنها شدم.. تنها فقط و فقط به امید داشتن دوباره ت و یاد خاطره های قشنگمون... اینکه یه روز اضافه به اجبار که تاریخ بلیطو اشتباه دیدی پیشم موندی شیرین بود برام...اینکه من یه روز صبح چشم وا کنم و ببینم تو زودتر بیدار شدی تا بری بیرون و برام گل بخری قشنگترین شروعه عاشقونه ی یه صبح دوست داشتنی بود..اینکه بعد از یه دلخوری کوچیک شب از سریال م بگذرم و برات کیک درست کنم برای من یه معنی فوق عاشقونه بود.. اینکه ب همه ی سختی بی ماشینی و وضع سخت اقتصادیمون با هم بریم ساندویچ بخوریم و تو دلت نیاد از کنار چاقاله بادومی که دوس دارم بی اعتنا بگذری برام پر از حس خوب خواستنت بود..اینکه بیشتر و بیشتر منو خواستی برام معنیه زن بودن بود... تو که کنارم باشی دنیا برای منه... دوستت دارم...

 


 

همسر عزیزم ممنونم ازت ک با تمام مشکلات اقتصادی ک الان داریم باهاش دست و پنجه نرم می کنیم باز هم بدون کوچکترین ناراحتی کنارم هستی. 

خرید ی شاخه گل برای کادوی روز زن ک قابل همسر نازم رو نداره. 

اگه دستام خالی باشه اگه باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم ک بدونم لایق تو

 

ات ساندویچ رو ک خیلی وقت بود قول داده بودم و تازه کمی هم بدقولی کردم. 

چاقاله بادوم هم ک اگه نمیگرفتم چشای من و شما ای جوری میشد. 3>

دقايقي از تکرار عشق سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:25 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
ما باید از این روزایی ک گذشت صبور تر باشیم.باید تحملمونو بیشتر و بیشتر کنیم.برای آرامش زودتر و بیشتر موندنه تو کنارم کمتر از همیشه س..اما این دلیل نمیشه عاشقونه ها کمتر باشه..خواستنا کمتر باشه.. ما تو همین فرصت کم کل شهرو عاشق میکنیم... دست تو دست هم میخندیم ونفس میکشیم.. لحظه های من کنار تو قشنگترینن همسرم...قدمای نازت رو چشمام...

 

--  اینکه تو یه روز آفتابی هنس بزاری و با بالاترین حد ممکن آهنگ گوش بدی، یه دسر خوشمزه بخری و تو دنیای خودت با کفشای گل گلیت قدم بزنی برای من یکی از بهترین حالتهاییه که ممکنه روزمو شروع کنم..

 

__ همه ی ذوقم اینه ک هفته ی دیگه دوباره به کلاس زومبای دوست داشتنیم برگردم.. این کلاس نیم ساعته برای من معجزه میکنه 😍

 

دقايقي از تکرار عشق یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:45 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
امروز روز همسر ه

همسر من نازنین من خانمی من روزت مبارک

عشق من از این فاصله دور و در عین حال نزدیک عاشقونه می بوسمت و در گوش ت میگم ک عاشقتم. 

همسر صبور من دوست دارم ب اندازه عشقمون 

پرنسس من 

اگه دست هام خالی باشه, اگه باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم ک بدونم لایق تو

دلم رو از مال دنیا ب تو هدیه میدم و ب تو تکیه میدم. 

ممنون ک با تمام سختی ها و دوری ها و ... کنارم هستی همسر تک من 

دوست دارم م م م م 


مرسی عشق من برای پست محشرت.. عاشقتم....

 

 

دقايقي از تکرار عشق جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:53 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
داریم تو سال 94 سیر میکنیم.. این روزا و این لحظه های و  این ثانیه ها متعلق به سالیه که شیشمین نوروزمونو کنار هم بودیم..با یه تفاوت بزرگ... تو خونه ی دلخواهمون بودیم .. کنار هم با یه حس خوب و خواستنی.. من پر از خواب و تو مصر برای نشوندن من کنار هفت سین..
خونمون از بس سرده من از زیر پتو بیرون نیومدم.. فقط چشمامو وا کردم دعاهای تورو شنیدم آمین گفتم و چند تا آیه از قرانو خوندیم و خوابیدم..
صبحش مسافر بودیم.. اینبار باز با اتوبوس تو جاده ی چالوس... تیبا خانوم نقره ایمون جاشو داد به یه خونه ی ایده آل...برگشتیم و روز آخر خواستیم خونه ی خودمون بمونیم اما دلم طاقت نیاورد واسه مامان دلتنگت و شب آخرو اونجا گذروندیم..
حالا تو فرسنگ ها از من دوری و من تو فکر و خیال دوباره با تو بودن...خدا پشت و پناهت همسر من برای چهل و نهمین بار..

 


* روزای سخت و پر دلهره ای بود .. رفتن و خلاص شدن از اون شهرک.. اساس کشی همشون خیلی سریع و یهو اتفاق افتاد..نبودنت کنارم برای مرتب کردن خونه سخت بود اما گذشت.. روزای سختی رو از نظر اقتصادی میگذرونیم.. اینارو مینویسم که یادمون بمونه..
که ما آسون چیزایی که داریم رو به دست نیاوردیم..من همه ی داشته هامونو مدیون تلاش و بودن توام نازنینم...

 



**ماه اسفند موقع اومدنت تو سورپرایزم کردی با یه روز زودتر اومدنت و من عصبانی شدم برای بهم خوردن سورپرایزی که برات داشتم اما همه ی سعیمو کردم و این کارو انجام دادم... رو تختی سفیدمو پهن کردم و گلبرگای گل سرخی که خریدمو پر پر کردم روش..
دورتادور تختو شمع های وارمری که خریدمو روشن کردم.. عطرم همون عطری شد که تو دوستیمون رو تنم بود و آرایشم غلیظ تر از همیشه..
یه لباس قرمز و مشکی منو با همه ی اتاق عاشقونمون هماهنگ کرد.. اولین شب عاشقنمون تو خونه ی عشقمون برای هر دومون به یاد موندنی شد...


___ عیدتون مبارک نازنینای من....



 

 ی سورپرایز برای همسر گلم داشتم( البته نشد) نمیخواستم بگم ک دارم یک روز زودتر میام ولی مجبور شدم تو فرودگاه بهت بگم 

البته شما هم سورپرایز قشنگی برام داشتی عسل بانو من 

ششمین نوروز کنار همسر عزیزم و تو خونه جدیدمون 

چه حس خوبی داره

ی حس وصف نشدنی

ی سال تحویل زیبا در کنار همسر خواب آلوده خوشحال از اینکه صبح مسافره

ی سفر قشنگ با اتوبوس تو جاده شمال ( البته بدون آش رشته ذغالی)

شمال به یاد موندنی مخصوصن زمانی ک رفتیم جاده دوهزار و سوسیس کبابی زدیم برای نهار 

روز آخر و کنسلی بلیط و یه نصف روز بیشتر موندن

شب آخر که گفتی بریم پیش مامان; تو اون لحظه دنیا رو بهم میدادن اینقدر خوشحال نمیشدم ممنون همسر گلم

دوباره برگشتم سایت و دوباره لحظه شماری برای رسیدن آخر برج و در کنار همسرم بودن 

 

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:40 AM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
هفتم اسفند 1384

نه سال از اولین روز دوستی و خواستگاری غیر رسمی گذشت. 

هیچ وقت اون شب رو یادم نمیره که با چه دلهره ای از عشقم خواستگاری کردم. 

شبی به یاد موندنی، شبی که مقدمه ای شد برای رسیدن من و تو بهم و ما شدن

شبی که آغاز عاشقی هامون شد

عشق بی پایان

تو شدی همسر من و عشق من 

نازنین بانو دوست دارم تا ابد

ممنونم که پیش منی 

آقایی تو از کنگان

 


 

عزیزدلم.. نه سالی که برای من قشنگ و آسون گذشت رو مدیون مهربونیاتم... چه خوب که هفت اسفند84 بود تا مال هم بشیم تا امروز به اینجا برسیم.. به این نقطه ی خوب و دوست داشتنی از یه زندگی مشترک...

سالگرد دوستیمون مبارک نازنینم.. بی شک تو از بهترین مردهای آفریده ی خدامونی.... 

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 7:45 AM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
دیروزتو با همه ی دلتنگیهای من مجبور ب رفتن بودی..سیر نشدم از بودنت اما لذت بردیم از با هم بودنمون... اولین روزهای بی ماشینی و قدم زدن تو سرما رو تجربه کردیم و تو تعبیرش کردی به لحظه های عاشقونه... ممنون که بودی و دل دل میکنم برای دوباره بودنت همسرم.. مرد بزرگ من....

دقايقي از تکرار عشق چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:59 AM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
بعد از ناامیدی بدی ک بعد اون خونه نشد وجودمونو گرفت حالا ما امروز از اسباب کشی به یه خونه ی بزرگتر از خونه ای ک قسمتمون نبود میایم...

خداحافظ هشتگرد.. خونه ی سخت اما پله ی ترقیمون...

خدایا شکرت برای همه ی چیزایی ک دادی بهمون و فکر راحت و ارامشی که الان داریم... همیشه پیشمون باش... همیشه نگاهمون کن...

دقايقي از تکرار عشق جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:13 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

شور و شوق.. استرس و نگرانی.... ترس و امید... همه ی دنیای ما تو این چند روز تو این شیش تا کلمه خلاصه شده... داریم تو زندگیمون یه قدم بزرگ دیگه بر میداریم.. ما آدمای اهل ریسک و البته متوکلی هستیم...

همه چی رو سپردیم به اون بالایی.. همه ی امیدمون به اونه... داریم خونمونو بزرگتر میکنیم.. داریم از یه جای 

دور میایم به یکی از بهترین جاهای کرج.. از یه خونه 75 متری مسکن مهری داریم صاحب یه خونه نود متری نوساز میشیم.. خیلی تو قرض افتادیم .. مجبورم حتی طلاهای عروسیمو هم بفروشم... یا شاید تابستون مجبور شیم "تیبا خانوم نقره ایمون" رو هم بفرووشیم...اما فکر که میکنم همه ی اینا.. این این در اون در زدنا.. این استرسا...

همه ی اینا اگه به خرید اون خونه ی قشنگ ختم بشه می ارزه...

این روزا علاوه بر همه ی این استرسا من قشنگترین حرفا رو از زبون عسلی میشنوم... بهترین لحظه هام میشه اون دقیقه ها که بهم میگه قدرمو میدونه و ازم تشکر میکنه...

حالا فردا قراره شاید یکی از قشنگترین روزا و شاید یکی از ناامید کننده ترین روزای عمرمون باشه..

دلم خواست اینجا بنویسم از همه ی این دو سه روزی که سخت گذشت.. با امید و گاهی ناامیدانه...

فردا نیمی از این استرس تموم میشه واخر هفته همش..بالاخره این کار یا میشه یا نمیشه... مهم اینه ما داریم همه تلاشمونو میکنیم و حتی اگر نشه به خودمون ثابت میکنیم دنبال آرزوهامونیم....

برامون دعا کنین...

 

 


 

 نازنین آقایی به امید خدا همه چیز درست میشه

من هم استرس دارم ولی ته دلم روشنه که این خونه برای ما میشه

شما لیاقت داشتن همچین خونه ای رو داری

شما ایی که پنج سال با تموم سختی ها و مشکل های زندگی مون کنارم بودی و باعث دلگرمی من

فردا منتظر خبر های خوبی هستم و منتظر که زنگ بزنی و بگی که خونه رو خریدیم. 

دوست دارم همسر گلم

 

 

دقايقي از تکرار عشق جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:36 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 من ..تو... جاده ی برفی شمال.. یه مسافرت به یاد موندنی... من ..تو ...کته کبابی طالقانی... یه جای دنج و یه خاطره ی دوست داشتنی...من.. تو... یه بحص بد و یه ساعت غمگینی بی حد و عصبی... من ..تو...یه دلجویی همسرانه.. یه ارامش دوباره ی همیشگی... من ..تو.. آش کندوان .. یه دونفره ی به یاد موندنی....

من.. تو... ته ریییش... خنده هام.... یه حس خوب و خواستنی....من.. تو... یکی شدن لحظه آخری...یه همسرانه ی شیرین ... من ..تو...یه آرزوی مشترک...من..تو...رفتنت و یه انتظار دوباره و دوباره و یه صبر بزرگتر و بیشتر.... 

من مصله همیشه منتظر روز دوباره پرنسس شدنم برای تو میمونم شاهزاده ی رویاهای حقیقیه من....

 


 

من و تو یه جاده برفی

من و تو یه کته کبابی

من و غصه ی بحث اشتباه

اما

 من و فقط خود من و لحظه های نابی که برام می خندیدی و من دیونه خنده هات می شدم 

خنده هایی که فقط برای منه 

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 13:46 PM باღ... عسل بانو ...ღ|




جز تو تموم دنيا پر