ღღ جز تو تمومه دنیا پر ღღ

قلب قلب دوتا قلب / دوقلب قفل درهم / دو قلب مست و عاشق / عشقی فرا ز عالم

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 من ..تو... جاده ی برفی شمال.. یه مسافرت به یاد موندنی... من ..تو ...کته کبابی طالقانی... یه جای دنج و یه خاطره ی دوست داشتنی...من.. تو... یه بحص بد و یه ساعت غمگینی بی حد و عصبی... من ..تو...یه دلجویی همسرانه.. یه ارامش دوباره ی همیشگی... من ..تو.. آش کندوان .. یه دونفره ی به یاد موندنی....

من.. تو... ته ریییش... خنده هام.... یه حس خوب و خواستنی....من.. تو... یکی شدن لحظه آخری...یه همسرانه ی شیرین ... من ..تو...یه آرزوی مشترک...من..تو...رفتنت و یه انتظار دوباره و دوباره و یه صبر بزرگتر و بیشتر.... 

من مصله همیشه منتظر روز دوباره پرنسس شدنم برای تو میمونم شاهزاده ی رویاهای حقیقیه من....

 


 

من و تو یه جاده برفی

من و تو یه کته کبابی

من و غصه ی بحث اشتباه

اما

 من و فقط خود من و لحظه های نابی که برام می خندیدی و من دیونه خنده هات می شدم 

خنده هایی که فقط برای منه 

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 1:46 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
امشب،امشب دله من.. بیتاب و بیقراره....تیک تیک، تیک تیک لحظه ها...از دووور تورو میاره.....

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 9:55 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
آرام جانم که میشوی دنیا برایم زیباتر میشود.. آرام جانم که میشوی دردها و ..غصه ها ... سختی های زندگی

پیش چشمانم کمتر میشوند.. آرام جانم که میشوی یادم میرود این آرامش جسمانی و واقعی را فقط برای

یک هفته دارم... یادم میرود که باید نهایت لذت را ببرم تا 22 روز دیگر که دوباره فارغ از دوری هایمان شوم..

تو کنارم بودی... هنوز هستی اما فقط از پشت این صفر و یک های مجازی...

صدای خوش آهنگت تا 22 روز دیگر فقط از سیمها و کابل های به هم پیچیده برایم شنیدنی ست...

من صبورم..

باز صبر میکنم... باز صبر میکنم... به امید دیدن خدایمان.. با فکر رفاه بیشتر برای فردا و فرزندی که قرار

است روزی زندگیمان را شیرین تر کند... صبر میکنم.. به امید فرداهای روشنتری که کنارت خواهم داشت...

آرام جانم که میشوی....تمامی جهان گویی برای من عاشقانه میخوانند...


 

__ نمیدونم چرا هر بار همسری برای تولدم مینویسه خیلیا فکر میکنن تولد خودشه..خخخخخ

 

 

دقايقي از تکرار عشق دوشنبه هشتم دی 1393ساعت 2:21 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

همسر من

نازنین من

گل من

فرشته من

27 مین بهار زندگیت مبارک

خوشحالم که به دنیا اومدی تا بشی همسر تک و نمونه من

دوست دارم تا ابد

آرزو دارم 120 ساله بشی و همیشه شاد و خرم

همسر تک من

چیزی ندارم بگم غیر از اینکه :

تا هستم

عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشقتم گلم

 

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 5:36 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
 

من اگه تورو نداشتم خسته ترین...غم گین ترین...تنهاترین و نا آرومترین دختر زمین بودم...این یعنی تو همه ی داشته های من تو این دنیایی..کمک حالم موقع مهمونی..آروم جونم موقع خستگی..امیدم موقع بی پناهیم و دلگرمیم موقع تنهاییم....

عزیز رفته سفرم...سفرت به سلامت.....

 


 

گلم , همسرم , عشقم

من با تو خوشبخت ترین مرد زمینم

تا ابد کنارم باش 



 

 

 

- مریمی؟مریم بانو؟

دقايقي از تکرار عشق شنبه هشتم آذر 1393ساعت 4:37 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
کنارم داری نفس میکشی و من هوای نفس کشیدنم باتو عاشقونه میشه..کنارم که هستی ارامش دنیا برای منه...

دقايقي از تکرار عشق جمعه سی ام آبان 1393ساعت 7:23 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..

عاشقانه های من برای تو که دوری ازم... منی که بی تابم برات.. همسر تک من..

فکر اینکه تو توی شرایط سخت خودت رو عادت میدی تا من تو آسایش باشم برام حس امنیت داره.. اینکه یه زن

حس امنیت داشته باشه یه نعمت بزرگه براش.. این که بدونه سرش به جای امنی تکیه کرده.. اینکه بدونه سینه

های ستبر مردش فقط جایگاه سر اونه و اشکا و خنده هاش یه خونه ی قشنگ داره...

من .. من یه زن خوشبختم که تو رو دارم.. تو که مایه آرامش منی.. تو که بی مثال منی... من هر چقدرهم به

بودنت و داشتنت افتخار کنم و هر چقدر هم مدیون خدامون باشم کمه..

اینکه اگرچه دور از هم و سختی هایی که هست رو تحمل میکنیم.. اگرچه گاهی از نبودنت تو تنهایی بغض میکنم

..اشک میریزم و عصبانی میشم و بدخلقیم به خود تو میرسه.. اما آخرش دلم به بودنت گرمه.. تو که بیشتر از من

و بهتر از خودم میشناسی منو...

من تا ابد تا آخرین نفسی که دارم با آخرین توانی که دارم همیشه قدردانتم مرد من.. مرد فداکار و مهربون و

ساده ی من.. مرد نازنینم....

+ کنار تو فقط آروم میشم.. تموم زندگیم خوشرنگ میشه....


همسر نازنین من 

خدا رو شاکر و سپاسگزارم به خاطر داشتن همسر صبور و نمونه ای که شریک زندگی من قرار داد

البته امیوارم که لایق عشق بی حد تو باشم و بتونم همسری مهربان برات باشم. 

از بابت اینکه این دوری رو تحمل میکنی ، سپاسگزارم و قدردان لطف و محبت ت هستم البته اگه بتونم جبران کنم

گلم وظیفه من ب عنوان ی همسر و مرد خونه تامین آسایش و رفاه شماست، حالا اگه برای رسیدن ب این هدف لازم باشه ک دوری شما رو تحمل کنم با جون و دل اینکار رو میکنم.

همسر. تک من عاشقونه و در همه حال دوست دارم

مرسی از بابت اینکه همسر من شدی.


 

دقايقي از تکرار عشق شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 7:37 PM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
نفس من که روزای بودنتو برام قشنگ و به یادموندنی کردی...حالا ک کیلومترهادوراز منی دلم میخواد همه ی روزای بی توبودنم برام زود بگذره تا خیلی زود مهربونیاتو از نزدیک داشته باشم....خداوعشقمون پشت وپناهت عشقم...

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 11:56 AM باღ... عسل بانو ...ღ|

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
عزیزٍِ مهربونِ خانومی... اینبار که برای اولین بار تو روشنی روز میبینمت ....

اینبار که مثل همیشه دلتنگ آغوش مردونه تم... اینبار که تموم دنیام تو چشمات داره برمیگرده برام...

من بی صبرانه منتظر نگاه های گرم و پر از عشقتم..

بی تاب دوستت دارم گفتنات تو چشمام...

من امشب تا یک هفته آغوشتو به همه ی وجودم تزریق میکنم ..

من با تو بودنم رو میبلعم...

 


 

__ مریم بانوم.. مریمی م.. فاطیما م... نمیدونین هر بار با دیدن اسمتون چقدر خوشحال شدم.. حالا که نمیتونم جایی براتون بنویسم همین جا از همه ی حس خوبی که بهم بابت اینجا بودنتون میدین ممنونم.. تمیدوارم همیشه دلتون شاد و لباتون خندون باشه.. دوستتون دارم..

 __ عزیزایی که برام کامنت گذاشتین و وب نداشتین و بی حواب موند.. منو ببخشین.. همه رو خوندم.. امیدوارم بودنتون اینجا همیشگی باشه دوستای جدیدم...

 __ خیلی اتفاقا افتاده.. خیلیا نی نی دار شدن... عسلی ِ آقای همسر/مهرگل /سانا /لاله /مشانا ..       خیلیا به وصال رسیدن... شیوا/ شینگیلی /الهام... یه تبریک کلی برای همه ی روزای شادتون دوستای عزیزم...

 ___ کاترین تو کجاییی؟حبه تو هم همینطور.. نمیتونم پیداتون کنم...

دقايقي از تکرار عشق سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 11:30 AM باღ... عسل بانو ...ღ

نذاريم حتي يه ذره .. حرمته عاشقي کم شه..
به قدری دلم برای عاشقونه نوشتن و از تو گفتن تنگه که حس میکنم
 تموم دنیا میفهمن این دلتنگی رو...نمیدونم چرا نشد و چند وقتی خونه ی
سفید و قرمزمون از دوستت دارم هامون خالی موند.. نمیدونم چرا چند وقتی
سرتیترای همیشگی تو دلم تکرار شد و دستم به نوشتن نرفت..
حتی نمیدونم چرا الان یهویی این صفحه جلو روم بازه و دلم میخواد دستام
بی بهونه روی کیبورد حرکت کنن....
بگم از عاشقونه ها یی که تمومی نداره. دلتنگی هایی که مرز نداره ..
بهونه گرفتنایی که این مرزو بیشتر میکنه و مهربونیایی که به نسبت این مرزها
کم و زیاد میشن و بعد از ناراحتی هامون اوج میگره...


دل من و دل تو.... هنوووز دور از هم.. دستامون هنوز گاهی سرد و
قلبامون اما هنووووووووز پر از امید...
حرفامون.. هنووووز محرک اصلی پر شدن ساعتای تنهاییمون حتی اگه هیچ خبری از هیچ جا نباشه..
عکسامون.. هنووووز زیاد میشن.. زیا دو زیاد تر و دیوار عکسامونو پر میکننن..
خونه مون.. هنوووز سه هفته در میون تمیز میشه و منتظر قدمای نازت میشه..
خاطره هامون.. تلخ و شیرین..هنووووز ساخته میشن.. حتی از پشت تلفن...

دلبریهای من برای تو.. ناز کشیدنای تو از من.. هنووووز نیمی از عاشقونه هامونو میسازه..
قصه هامون... هنوووز گفته میشن و من هنوز شعر میخونم برات..من هنوووز همون عسل بانوی نی نی توام...
بیرون رفتنامون.. هنوزم دونفره.. هنوزم من و تو دو تا آدم شیکمو.. هنوزم قانع..
خنده هامون.. هنوزم زیاد .. من هنوز وقتی میخندم قربون صدقه هاتو میشنوم..
نفسامون... هنوووز تو دوتا هوای جدا از هم و گاهی نزدیکترین هوای ممکن..هردو پر از عشق..
لقابامون.. هنووووز من نازنینتم.. هنوز جیگرتم.. هنوز نفسی تم.. هنووز خانومی گلتم و تو
هنوووز مرد منی.. هنوز زندگیمی و هنوووز نفسم و همه کسمی...

شب به خیرها و صبح به خیرهامون.. میس کال زدنامون.... هنوووز پابرجاست..
فرشته هامون ؟ یادته؟ هنووووز دورمون میگردن...
عشقمون... هنوووز بیشترین نقش رو تو تحمل فاصله ها و بد اخلاقی ها و خواستنها و نیازهامون بازی میکنه...
و بیشتر از همه.. خدامون....
هنوووووز باهامونه... هنوووز میبینتمون.. گاهی کم گاهی زیاد...
گاهی از بس غر میزنم بهش شاید خسته میشه و بعد خودش نورشو میندازه تو دلمو روشنش میکنه..
و من و تو.. جسمامون.. روحمون.. هنوز تا همیشه به هم گره خورده و سفت و سخت و
مصمم پر امید جلو میره.. میتازونه بین همه ی سختی ها...
و من چقددددددددددددر این هنوزهای عاشقونمون رو دوست دارم...
چقدر خوشحالم که هنوووووز همونیم.. من همونم که نفساش به نفست بنده و تو هنوز همونی که
بی من سختشه...
من به این " هنوز هامون" تا " همیشه " میبالم...
من به تو به عشقمون تا ابد مغرورم...

 

+ پست قبلی رو من کشیدم و گذاشتم تو کیفش.. اینکه آپلودش کرده و گذاشته اینجا حس فوق العاده قشنگی بود برام.. ممنون همه کسم...



__ هیچی نمیتونم بگم.. دلم پر میکشید واسه اینجا.. واسه همه ی دوستیهای نابتون
واسه ی همه ی معرفتی که دوباره منو با دلم به اینجا کشوند.. کم کم سر میزنم.. به تک تکتون...


عشقم, همسرم

چیزی ندارم بگم 

وقتی بلاگ رو خوندم ، ی حس شور و شوق فراموش نشدنی وجودم رو گرفت. 

تمام نوشته هات ب دل می شینه و با تک تک وجودم حس کردم. 

نازنینم، تا ابد دوست دارم و این عاشقونه هامون تا هستم ادامه داره. 

گلم دوست دارم با تمام وجودم

دقايقي از تکرار عشق پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 6:0 PM باღ... عسل بانو ...ღ|




جز تو تموم دنيا پر